X
تبلیغات
اقتصاد وبازرگانی آزاد بوشهر ورودی مهر88

اقتصاد وبازرگانی آزاد بوشهر ورودی مهر88

از اقتصاد بیاموزیم و بگوئیم که در جهان امروز امور بشری به اقتصاد گره خورده

نمونه سئوالات اقتصاد خرد

. توابع عرضه و تقاضای کالای x بصورت زیر است، قیمت تعادلی و مقدار تعادلی را بدست آورید و بگویید در قیمت p=12 مازاد عرضه داریم یا مازاد تقاضا؟ مقدار مازاد چقدر است؟

S=4+8p

D=44-2p

2. قیمت کف و قیمت سقف را تعریف کرده و با توجه به ویژگی این قیمت ها به دو سوال زیر جواب دهید:

الف. برقراری یک قیمت کف در بازار گندم چه تاثیری بر روی مقدار عرضه و  تقاضای آن میگذارد.

ب. برقراری یک قیمت سقف در بازار برنج چه تاثیری بر مقدار عرضه و تقاضای آن بر جا میگذارد.

3. آیا میتوانید بوجود آمدن پدیده « بازار سیاه » را در بازار برای یک کالا مثلا «چای» را با استفاده از تحلیل های عرضه و تقاضا توجیه کنید. ( از تفاسیر غیر اقتصادی بپرهیزید)

4. اگر تابع تقاضای زیر را داشته باشیم به سوالات زیر پاسخ دهید.

( I درآمد مصرف کننده، px قیمت کالای x ، pz قیمت کالای z ، Qx تقاضای کالای X )

Qx=10-2Px-2I+2Pz

الف. دو کالای x وz نسبت به هم چگونه اند.( جانشین یا مکمل)

ب. کالای x یک کالای پست است یا نرمال.

ج. آیا در مورد پست بودن یا نرمال بودن کالای z میتوانیم نظر دهیم؟ چگونه.

د. آیا کالای z گیفن است؟ (giffen good )

5. فرض کنید تابع تقاضای کالایی بصورت Q=40-2p باشد در این صورت:

الف. تابع درآمد نهایی را بدست آورید.

ب. به ازی چه قیمتی از کالا کشش برابر بی نهایت میگردد.

ج. به ازای چه قیمتی از کالا درآمد کل برابر 50 می گردد.

د. اگر قیمت برابر 8 گردد کشش قیمتی کالا چقدر است؟

ه. نمودار تقاضا، درآمد کل، درآمد نهایی کالا را رسم کرده و محدوده کشش کالا را بر روی آنها نشان دهید.

6. تاثیر تغیرات قیمت یک کالا را بر روی درآمد کل را تفسیر کنید.

7. اگر کشش نقطه ای تقاضا در قیمت 30 ریال 1.5 باشد درآمد نهایی دراین سطح چقدر است.

8. اگر قیمت کالایی 20 درصد کاسته گردد به ازی چه تغییری در مقدار تقاضا کشش آن کالا ثابت می ماند.

9. اگر تنها سبد مصرفی یک مصرف کننده دو کالای X و Y باشد و اطلاعات زیر را داشته باشیم، سهم کالای X و سهم کالای Y در بودجه چقدر است.( Px=4 و Py=5 و x=y=6 وI=12000)

10. اگر تابع تقاضا بصورت Q=10-P باشد، در چه قیمتی درآمد کل حداکثر(max ) میشود.

طراح  استاد صمد زارعی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 22:44  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

مطلوبيت Utility

مطلوبيت Utility


واژه Utility به معنای فایده و سودمندی است که در فارسی اكثراً به «مطلوبیت» ترجمه می‌شود؛ البته از لحاظ لغوی نادرست و از نظر معنا نامتناسب است؛ اما چون دو واژه فایده و سودمندی در متون اقتصادی در معنای دیگری رواج دارند برای اینكه ذهن خواننده را دچار سردرگمی نكند، بهتر است از همان واژه مطلوبیت به جای Utility استفاده شود.
فیلسوف انگلیسی جرمی بنتهام(1748-1831) اولین کسی بود که این واژه را در معنای مصطلح خود به کار برد. البته اقتصادداناني چون گوسن(1854)، جونز(1871)، والراس(1874)، اجورث(1881)، ايرونيگ فيشر(1892)، ويلفرد پارتو(1906) در تحول اين نظريه تلاشهاي شايان تقديری انجام داده‌اند
در مباحث اقتصاد خرد، تقاضا و استخراج منحنی تقاضا اهمیت زیادی دارد. منحنی تقاضا ارتباط مستقیمی با نظریه رفتار مصرف‌كننده دارد، اگر رفتار مصرف‌كننده به خوبی تجزیه و تحلیل شود می‌توان درك صحیحی از تقاضا بدست آورد. مصرف‌كننده برای انتخاب، از مقیاس ترجیحات استفاده می‌كند. به این معنا كه کالاهای و خدمات مختلف در نزد مصرف‌كننده از اهمیت یكسانی برخوردار نیستند. مصرف‌کننده در هنگام مصرف با استفاده از مقیاس رجحان، كالاها و خدمات را رتبه‌بندی کرده و همیشه برترین‌ها را جهت حداكثر كردن رضایت خاطر خود انتخاب می‌كند. نظریه رفتار مصرف‌كننده صحت و سقم نظریه ترجیحات و ثبات انتخاب را آزمون و بررسی کرده و علت ترجیح كالای A بر كالای B را تبیین می‌کند. مطلوبیت و منحنی‌های بی‌تفاوتی روش‌هایی هستند که تئوری رفتار مصرف كننده را بیان می‌كنند.

مفهوم مطلوبیت:
هر مصرف‌كننده به خاطر مصرف كالاها را گزینش می‌کند و هنگامی كه آنرا مصرف می‌كند از مصرف آن لذت می‌برد این نوع رضایتمندی‌ای كه مصرف‌كننده از مصرف كالا بدست می‌آورد در نظریه مطلوبیت با یک واحد فرضی به نام "یوتیل" اندازه‌گیری می‌شود؛ كه در بيان علت انتخاب و نحوه تقاضا موثر است. این رضایت خاطری كه از مصرف كالا و خدمات نصیب مصرف‌كننده می‌گردد مطلوبیت نامیده می‌شود.
این نظریه در واقع به دنبال ریاضی كردن مفهوم مصرف است که با استفاده از آن به استخراج منحني تقاضا مي‌پردازد؛ البته مصرف را با واحدهای فرضی مي‌سنجند؛ زیرا نمی‌توان میان مطلوبیت مصرف میخ، بستنی و بنزین، واحد مشتركی تعریف كرد.

مفهوم مطلوبیت كل و نهایی Total & Marginal Utility
مطلوبیت كل(Utility Total) به مطلوبیت حاصل از كل كالاهای مصرف شده اطلاق می‌گردد؛ اگر مطلوبیت مصرف یك لیوان معادل 100 واحد و دو لیوان معادل 140 واحد و سه لیوان معادل 170 واحد مطلوبیت برای ما داشته باشد در هر مرحله ما به مطلوبیت كل رسیده‌ایم و با مصرف 3 لیوان معادل 170 واحد مطلوبیت داریم هر قدر واحدهایی از یك كالا كه مورد مصرف فرد در واحد زمان قرار می‌گیرد بیشتر باشد، مطلوبیت كلی كه بدست می‌آید نیز بیشتر است.
مطلوبیت نهایی(اضافی)(Marginal Utility)، عبارت از آن مقدار مطلوبیتی است كه بر اثر تغییر در مصرف كالائی مشخص به میزان یك واحد، طی دوره‌ای از زمان حاصل می‌گردد. یعنی اگر مطلوبیت كل حاصل از مصرف n مقدار كالایی معین را با TUn و مطلوبیت كل حاصل از مصرف n-1 مقدار از همان كالا را طی همان دوره زمانی با TUn-1 نمایش دهیم مطلوبیت اضافی ما عبارت خواهد بود از: TUn-TUn-1در مثال لیوان سوم معادل(30=140-170) یعنی 30 واحد به مطلوبیت لیوان دوم افزوده شده است(مطلوبیت اضافی لیوان سوم، معادل 30 واحد است).
اکثر مترجمین واژه Marginal در كلمه Marginal Utility را به نهائی ترجمه كرده‌اند كه به نظر برخی مترجمین باید به اضافی ترجمه می‌شده است.

قانون نزولی مطلوبیت نهائی:Law of Diminishing Marginal Utility
یك قرن پیش وقتی اقتصاددانان در مورد مطلوبیت نظر دادند، قانون مطلوبیت نهائی نزولی را هم تشریح كردند. وقتی فردی، از یک كالایی بیشتر استفاده می‌كند میزان مطلوبیت اضافی(نهائی) وی كاسته می‌شود. علت این است كه با مصرف بیشتر گرچه مطلوبیت كل به صورت كند افزایش می‌یابد؛ اما رضایت مصرف‌کننده از آن كالا كمتر می‌گردد.
برای وضوح بیشتر به نمودارهای زیر توجه كنید. در نمودار الف، با مصرف كالا مطلوبیت به نقطه A رسیده و سپس سقوط می‌كند. نقطه A که مصرف‌كننده تمایلی به مصرف واحد اضافی ندارد، نقطه اشباع با سیری نامیده می‌شود. مطلوبیت‌های اضافی در نمودار ب نشان دهنده قانون نزولی بودن مطلوبیت نهائی است.

مطلوبیت در نظریات اقتصاددانان امروز
ویلیام استانلی جونز(1835-1882) از جمله اقتصاددانان نئوكلاسیك است که مفهوم مطلوبیت بتنهام را كه در شكل كاملاً متفاوتی نسبت به كاربرد امروزی او بود بسط داد؛ تا توضیح رفتار مصرف‌كنندگان را بیابد. جونز فكر می‌كرد كه نظریه اقتصادی، محاسبه خوشی و رنج است. وی نشان داد كه افراد عاقل، تصمیمات مصرفی خود را بر اساس مطلوبیت نهایی حاصل از‌ هر كالا می‌گیرند.
بسیاری از طرفداران فلسفه مطلوبیت‌گرایی قرن 19 اعتقاد به قابل محاسبه بودن مطلوبیت داشتند. امروزه اقتصاددانان نظریه مطلوبیت قابل محاسبه عددی را رد کرده و مطلوبیت ترتیبی(Ordinal Utility) را مطرح می‌كنند كه در آن با توجه به ترجیح كالای A به B می‌توان خواص منحنی‌های تقاضای بازار را اثبات كرد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:24  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

كشش متقاطع Elasticity

كشش متقاطع Elasticity
کشش در علم اقتصاد كه از ترجمه کلمه Elasticity به معنای حساسیت اخذ شده است، برای یافتن حساسیت فاکتوری بر فاکتور دیگر استفاده می‌شود؛ که در واقع بیانگر نسبت تغییرات یك متغیر روی متغیر دیگر است. اگر اقتصاددان تمایل داشته باشد بداند كه افزایش قیمت كالای الف یابد چه تغییری در مقدار فروش آن ایجاد می‌كند و یا اینكه تغییرات نهاده كار چه تأثیری بر نهاده سرمایه دارد، باید از کشش استفاده كند.
کشش متقاطع تقاضا حساسیت نسبی مقدار تقاضای یک کالای مفروض را به تغییرات قیمت کالای دیگر كه گمان می‌رود با همدیگر وابسته است، اندازه‌گیری می‌کند. تقسیم تغییر نسبی در مقدار تقاضای کالای X‌ بر تغییر نسبی در قیمت کالای Y، همان کشش متقاطع تقاضا است.

درصد تغییر در قیمت کالایY/ درصد تغییر در مقدار تقاضا برای کالای X=كشش متقابل دو كالایX و Y
در واقع کشش متقاطع به اقتصاددان می‌گوید که اگر یک درصد افزایش در قیمت کالائی(Y) صورت پذیرد، چه تغییری در خرید کالای X اتفاق خواهد افتاد.
این فرمول به صورت ریاضی به صورت زیر نشان داده می‌شود:
در فرمول فوق ηxyهمان کشش متقاطع، ∆ نشان دهنده تغییرات، PY قیمت كالای Y، QX مقدار كالای X می‌باشد.
مفهوم کشش كه با مشتق در ریاضیات مرتبط است توسط اقتصاددان بزرگ آلغرد مارشال(1842- 1924) وارد این علم شدکشش با عناوینی مانند کشش تقاضا، کشش عرضه، کشش درآمدی، کشش متقاطع(با متقابل تقاضا) و... مطرح می‌گردد.

جایگاه کشش در اقتصاد
فهم روابط میان مؤلفه‌ها، یكی از مهمترین مسایل علم اقتصاد است. تأثیر تغییرات در یك مؤلفه عموما با تأثیر متقابل در فاكتورهای دیگر همراه است به عنوان مثال نمی‌توان قیمت كالایی را در بازار بی‌تأثیر از دیگر كالاها و شرایط كاملا خنثی دانست. فهم این مسأله با تأثیر قیمت بنزین در شرایط فعلی كشورمان به خوبی مشهود است. گویا مؤلفه‌های زیادی در هم گره خورده‌اند. حركت هر یك با تغییرات دیگری همراه است و تا زمانی كه فهم دقیقی از ارتباط این امور با همدیگر بوجود نیاید نمی‌توان از سیاست‌گذاری صحیحی بهره برد.یكی از بهترین مفاهیمی که جهت تأثیرات مؤلفه‌ها بر همدیگر را بررسی می‌كند كششها هستند.

کالاهای جانشین و مکمل
مقدار کشش تقاطعی تقاضا نوسانی از مثبت بینهایت تا منفی بینهایت دارد. اگر ηxyعلامت مثبت داشته باشد اصطلاحاً کالای جانشین خوانده می‌شود. كالای جانشین به دسته كالاهایی گفته می‌شود كه قابلیت جایگزینی با همدیگر را دارند؛ مثل گوشت مرغ و گوشت گوسفند. دانستن اینكه كالای الف با كالای ب جانشین است به سیاست‌گذار این امكان را می‌دهد كه با جایگزینی كالاها با همدیگر منابع موجود را به بهترین وجه مدیریت كند؛ البته كالای جانشین در صنعت می‌تواند نشانگر تعریف محدود صنعت باشد(گروهی از مؤسسات تولیدی که کالاهای مشابه تولید می‌کنند).
اگر کشش متقاطع، علامت منفی داشته باشد دو كالا را مكمل می‌نامند كالاهای مكمل كالاهایی هستند كه با همدیگر استفاده می‌شوند؛ مثل قند و چایی.
لازم به ذكر است كه جانشینی و مكمل بودن گاهی به صورت كامل و گاهی ناقص است؛ یعنی كالای الف می‌تواند صد در صد جایگزین كالای ب گردد و گاهی نیز اینگونه نیست؛ به عنوان مثال ممکن است دو باهمدیگر فقط 30 درصد قابلیت جاگزینی دارد. اگرباشد، 0=ηxy باشد، یعنی این دو كالا هیچ ارتباطی با همدیگر نداشته و از همدیگر مستقل‌اند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:23  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

كشش درآمدي تقاضا

كشش درآمدي تقاضا


كشش ترجمه کلمه Elasticity و براي يافتن حساسیت فاکتوری بر فاکتور دیگر استفاده مي‌شود؛ این مفهوم كه با مشتق در ریاضیات مرتبط است، توسط اقتصاددان بزرگ آلغرد مارشال( 1842- 1924) وارد علم اقتصاد شده است کشش در واقع بیانگر نسبت تغییرات يك متغیر روی متغیر دیگر است؛ اگر اقتصاددانان تمایل داشته باشند بدانند كه با افزايش قيمت كالاي الف، مقدار فروش آن چه تغييري مي كند و يا اينكه تغييرات نهاده كار چه تاثيري بر نهاده سرمايه دارد، از اين مفهوم استفاده مي‌كنند؛ البته این مفهوم عام به صورت خاص‌تری چون کشش عرضه، تقاضا، درآمد و... نیز بیان می‌گردد که در این مبحث ما به بحث کشش درآمدی تقاضا که همان حساسیت تقاضا در برابر تغییرات درآمد متقاضی(Income Elasticity of Demand) است
می‌پردایم.
با توجه به اينكه درآمد از حاصلضرب قيمت كالاي در مقدار فروخته شده آن كالا بدست مي آيد اگر قيمت كالايي افزايش يابد هميشه اينگونه نيست كه درآمد نيز افزايش يابد اين موضوع به اين بستگي دارد كه تقاضا چگونه نسبت به تغيير قيمت واكنش نشان دهد كه درپي آن درآمد نيز به آن عكس العمل نشان دهد يعني جهت تغيير درآمد به حساسيت تقاضا به قيمت بستگي دارد

تعریف
نسبت تغییرات مقدار تقاضا به تغییرات درآمد کشش درآمدی تقاضاست که با حرف ηy نشان داده می‌شود که به صورت زیر ریاضی نمایش داده می‌شود:

در فرمول بالا Q بیانگر مقدار تقاضا، I بیانگر درآمد و ∆ علامت تغییرات است. اين فرمول رياضي در واقع به بررسي درصد تغييرات تقاضا به تغييرات درآمد مي‌پردازد و به تحليلگر نشان مي‌دهد كه اگر بطور مثال كشش درآمدي برابر 5 باشد و درآمد فرد، 1 درصد افزايش يابد، وي تقاضايش را 5 درصد نسبت به كالاي مورد نظر افزايش مي‌دهد.

کالای ضروری، لوکس و پست
کالاها بر اساس کشش درآمدی به دسته‌جات زیر تقسیم می‌شوند:
1.كالاي پست: کشش درآمدی کمتر از صفر باشد؛ کالای پست به کالایی گفته می شود که با افزایش درآمد مصرف‌کننده، تقاضایش برای آن کالا کاهش یابد و بالعکس.
2. كالاي ضروري: کشش درآمدی بین 1 و صفر است؛ کالای ضروری به کالایی گفته می شود که درصد تغییرات تقاضا برای آن کالا کمتر از درصد تغییرات درآمد است و جهت تغییرات مثبت است( اگر درآمد افزایش یابد، تقاضا هم افزایش می‌یابد اما نه به اندازه‌ی تغییرات درآمد).
3.كالاي لوكس: کشش درآمدی بزرگتر از یک است؛ کالای لوکس کالایی است که درصد تغییرات تقاضا برای آن بیش از درصد تغییرات درآمد است . یعنی با افزایش درآمد تقاضا برای آن هم افزایش می یابد اما بیش از تغییرات درآمد.
برای افرادی که کم درآمدند اکثر کالا ها لوکس‌اند اما در سطوح بالاتر درآمدی، اکثر کالا ها پست محسوب می‌شوند و کاملاً برایشان در دسترس‌اند .
کشش درآمدی مربوط به یک کالا با توجه به میزان درآمد مصرف کننده تغییر می‌کند به طوری که در سطوح درآمدی پایین، کالاها لوکس؛ در سطوح درآمدی متوسط، اکثر کالاها ضروری؛ و در سطوح درآمدی بالا اکثر کالاها پست محسوب می‌شوند.
شیب منحنی تقاضا(به شرط معمولی بودن کالا) نزولی است .

منحنی کشش درآمدی تقاضا
کشش درآمدی تقاضا و پست، نرمال یا لوکس بودن کالاها را مي‌توان با توجه به شكل نيز نشان داد؛ نموداري زیر ارتباط ميان درآمد و تقاضا را بيان كند.
در منحني‌های فوق، D داراي روند صعودي كشش درآمدي بوده و کالای فوق هم كالاي ضروري است و دو منحني ديگر تا روبروي خطوط قرمز رنگ دارای کشش درآمدی صعودی و پس از آن کشش درآمدی نزولی(و كالا پست) است.
باید به این نکته نیز اشاره کرد که هیچ کالائی را نمی‌توان در تمام سطوح درآمدی کالائی پست تلقی نمود. چون در این صورت کسی آن را نمی‌خرید هر کالائی تا سطح معینی از درآمد کالائی معمولی است و فقط وقتی که درآمد از سطحی معین فراتر رود آن کالا پست محسوب می‌گردد. تنها وقتی که درآمد از سطحی معین فراتر رود آن کالا پست محسوب می‌گردد.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:21  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

كشش عرضه Elasticity of Supply

كشش عرضه Elasticity of Supply


حساسیتِ تغییرات یک متغیر در مقابل متغیر دیگر، در علم اقتصاد به کشش تعبیر می‌گردد. این مفهوم که توسط آلغرد مارشال(1842- 1924) وارد علم اقتصاد شده، مفهومی ریاضی است که تغییرات نسبی متغیری بر تغییرات نسبی متغیر دیگر را نشان می‌دهد و با es نمایش داده می‌شود.
اهمیت کشش، از این جهت است که ارتباط متغیرها با یکدیگر را بیان می‌کند. در کشش مباحثی چون؛ کشش عرضه، کشش تقاضا، کشش درآمدی و کشش متقاطع و ... مطرح است که در این مبحث به کشش عرضه پرداخته می‌شود.
کشش عرضه، همانند کشش تقاضا، واکنش و حساسیت مقدار عرضه را نسبت به قیمت بررسی می‌کنید که به آن کشش عرضه در برابر تغییرات قیمت می‌گویند و به اختصار کشش عرضه نیز گفته می‌شود
به زبان ریاضی؛ کشش عرضه عبارتست از درصد تغییر مقدار عرضه کالایی معین، تقسیم بر درصد تغییر قیمت فروش آن کالا؛ یعنی کشش عرضه به ما می‌گوید که اگر قیمت فلان کالا یک درصد افزایش یابد، عرضه‌کنندگان آن کالا چند درصد عرضه بیشتری خواهند داشت.به طور کلی به علت اینکه منحنی‌های عرضه عموماً دارای شیب مثبت هستند، کشش عرضه دارای علامت مثبت است و محدودیتی که در کشش تقاضا در مورد حذف علامت منفی وجود داشت در اینجا وجود ندارد.

صور مختلف کشش عرضه
در کشش عرضه، اگر تغییرات قیمت، مساوی با تغییرات عرضه باشد، به "کشش واحد"؛ اگر تغییرات قیمت، بیشتر از تغییرات عرضه باشد(که در نتیجه، کشش کوچکتر از یک است)، عرضه "بی‌کشش"؛ و در صورتی که تغییرات عرضه بیشتر از تغییرات قیمت باشد، عرضه، تعبیر به "باکشش" می‌شود. با توجه به تعریف فوق رابطه ریاضی زیر بین تغییرات عرضه و قیمت برقرار است: بی‌کشش=es<1، باکشش=es>1 و کشش واحد= es=1؛ .

شکل هندسی کشش عرضه
در صورتی که عرضه کاملا بی‌کشش باشدes=0 است(شکل الف) و اگر عرضه کاملاً با کشش باشد es=¥ است(شکل ب).
اگر کشش عرضه بی‌نهایت باشد، کوچکترین کاهش در قیمت، عرضه را صفر می‌کند و اگر کشش عرضه صفر باشد، هر قدر هم قیمت‌ها افزایش یابند، مقدار عرضه تغییری نخواهد کرد.
در حالتی که منحنی عرضه از مبدأ مختصات بگذرد کشش واحد است و اگر عرض از مبدأ مثبت داشته باشد، عرضه با کشش است و اگر عرض از مبدء منفی داشته باشد، عرضه بی‌کشش است.



عوامل مؤثر بر کشش عرضه:

عواملی است که واکنش تولیدکننده را نسبت به قیمت کالای عرضه شده بیان می‌کند، عوامل مؤثر بر کشش عرضه خوانده می‌شوند. شدت واکنش تا حدود زیادی بستگی به عواملی دارد که در کشش تقاضا نیز مطرح است:
الف) ماهیت کالا: امکان دست‌یابی به کالای جانشین، اهمیت بسزائی در کشش عرضه دارد؛ یعنی اگر بتوان با تغییرات قیمت، جابه‌جائی عوامل تولید به وجود آورده کالای دیگری را تولید کرد، کشش عرضه بیشتر خواهد بود؛ به عبارت دیگر، تولیدکننده با عوامل خود، بتواند به سهولت(مثلا)، از تولید پیچ به تولید مهره منتقل شود.
ب) تعریف کالا: هر چه کالایی دقیق‌تر تعریف و مشخص شده باشد به همان اندازه کشش عرضه آن بیشتر خواهد بود؛ مثلاً انتقال منابع از تولید دامن زنانه مشکی به دامن زنانه قهوه‌ای به مراتب آسان‌تر است تا انتقال این منابع از تولید دامن به تولید شلوار به طور عام.
ج) زمان واکنش عرضه: هرچه زمان بیشتری سیر می‌شود به همان اندازه نیز کشش عرضه بیشتر خواهد شد؛ زیرا در زمان‌های کوتاه‌تر، انتقال عوامل تولید از شاخه‌ای به شاخه دیگر مشکل‌تر است. این مسئله در مورد محصولات کشاورزی به علت فاصله زمانی بین کاشت و برداشت بشدت محسوس است.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:19  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

کشش قیمتی تقاضا Elasticity of demand

کشش قیمتی تقاضا Elasticity of demand

مفهوم کشش اهمیت اساسی در روابط اقتصادی دارد؛ زیرا به اقتصاددادن این امکان را می‌دهد که بداند اگر X فلان مقدار تغییر کند، متغیر دیگر یعنی Yچقدر تغییر خواهد کرد. کشش در علم اقتصاد که ابتدا توسط مارشال مطرح گردید، ارائه حساسیت یک متغیر در مقابل تغییر عامل دیگر است. عنوان کشش در عرضه، تقاضا، درآمد، جانشینی دو کالا با همدیگر و... مطرح است.
کشش تقاضا، معیار سنجش واکنش تقاضا، برای کالایی مشخص، در برابر تغییرات قیمت است؛ به عبارت دیگر در مقابل چند درصد تغییر در قیمت فلان کالا، چه مقدار تغییر در مقدار فروش آن کالا ایجاد می‌گردد. در کشش قیمتی، مفهوم نسبی دلالت بر این دارد که کشش مطلق مد نظر نیست؛ بلکه حساسیت نسبی مقدار مورد تقاضا، نسبت به تغییر در قیمت کالا را بیان می‌کند.
کشش تقاضا که اختصار کشش تقاضا در برابر قیمت می‌باشد، عموماً با حرف یونانی η(اتا، Ecta) نشان داده می‌شود؛ که به صورت فرمول زیر خلاصه می‌گردد: %(تغییر در قیمت) / %(تغییر در مقدار تقاضا) :nd
کشش عموماً بر حسب درصد بیان می‌شود. هر قدر درصد تغییر در مقدار تقاضا در مقایسه با درصد تغییر در قیمت بالاتر باشد، خارج قسمت این کسر نیز بزرگتر خواهد بود که بیانگر واکنش تقاضا در برابر تغییرات قیمت است.
هرگاه Y، اندازه پدیده A و X، اندازه پدیده B باشد، کشش(حساسیت) مطلقA نسبت به B، تغییرات Y تقسیم بر تغییراتX است
و کشش نسبیA نسبت به B، رابطه
خواهد بود(∆ یعنی تغییرات).

دامنه کشش تقاضا
کشش تقاضا، بر حسب تغییر در مقدار تقاضا و تغییر در قیمت در سه دسته زیر دسته‌بندی می‌گردد.
الف) درصد تغییر در مقدار تقاضا بزرگتر از درصد تغییر در قیمت است. در این حالت واکنش نسبت به قیمت بزرگتر از یک است که اصطلاحاً تقاضای "با کشش" نامیده می‌شود؛
ب) درصد تغییر در مقدار تقاضا مساوی با درصد تغییر در قیمت است. در این حالت که واکنش تقاضا برابر 1 است، تقاضا با "کشش واحد" نامیده می‌شود؛
ج) درصد تغییر در مقدار تقاضا کوچکتر از درصد تغییر در قیمت است. در این حالت تقاضا "بی‌کشش" خوانده می‌شود.
این وضعیت یعنی بیان واکنش تقاضا مبحث بسیار مهمی برای اقتصاددانان در مباحث مالیات و غیره محسوب می‌شود. یعنی اگر تقاضا با کشش واحد باشد بیانگر این است که یک درصد کاهش در قیمت، مقدار تقاضا را 1% افزایش می‌دهد. اگر تقاضا با کشش باشد به معنی این است که 1درصد تغییر در قیمت(مثلاً کاهش)، مقداری زیادتر از 1% مقدار فروش را افزایش می‌دهد و تقاضای بی‌کشش بیانگر این است که یک درصد کاهش قیمت سبب افزایش کمتر از یک درصد در فروش است.
لازم به ذکر است که در فرمول کشش تقاضا، یک منفی وجود دارد که به جهت سهولت آن را نمی‌آورند. علامت منفی بیانگر واکنش معکوس تقاضا نسبت به قیمت است؛ یعنی کاهش تقاضا افزایش قیمت را در پی دارد.

حالت‌های خاص کشش
در حالتهای تقاضای با کشش و بی‌کشش، وقتی تقاضا کاملاً بی‌کشش باشد، به آن تقاضای دارای کشش صفر گویند و اگر تقاضا کاملاً با کشش باشد اصطلاحاً به آن تقاضای با کشش بی‌نهایت می‌گویند.
این دو حالت بیانگر وضعیت منحنی تقاضاست که حالت اول تقاضا با کشش صفر(شکل الف) و حالت دوم تقاضا با کشش بی‌نهایت را نشان می‌دهد(شکل ب). اگر منحنی تقاضا به صورت هذلولی باشد کشش تقاضا برابر یک است(شکل ج).
اگر منحنی تقاضا به حالت ب نزدیکتر باشد، بیانگر تقاضای نسبتاً با‌کشش است(شکل د) و اگر به حالت الف نزدیکتر باشد نشانگر تقاضای نستباً بی‌کشش است(شکل هـ).
عموماً برای بدست آوردن تغییرات قیمت و مقدار به علت تفاوت(p2-p1) با (p1-p2) از کشش تقاضای قوسی استفاده می‌شود.
که با ساده سازی به فرمول مقابل می‌رسیم: لازم به ذکر است که با توجه به اینکه در جای‌جای منحنی تقاضای خطی، نسبت تغییر می‌کند، در نقاط مختلف منحنی تقاضا، کشش نیز متفاوت خواهد بود.


عوامل موثر در کشش تقاضا:
به علت اینکه برای کالاهای متفاوت، کشش‌های متفاوتی وجود دارد، عوامل موثر بر کشش تقاضا را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:
الف) وجود کالای جانشین‌ برای کالای مورد نظر؛
ب) تعریف و دقت در تعریف کالا؛ هر چه کالا به صورت جزئی‌تر تعریف شود، کشش بیشتری خواهد داشت؛ مثلا بنز فول آپشن سفید مدل فلان پر کشش‌تر از اتومبیل به مفهوم عام آن است.
ج) زمان: هرچه زمان بلندتر باشد کشش نیز بیشتر خواهد بود؛ مثلا واکنش تقاضا نسبت به کاهش قیمت در طول یک ماه کمتر است تا در طول یکسال.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:18  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

تعادل قيمتي Equilibrium

تعادل قيمتي Equilibrium


تعادل یك عنوان كلی است كه می‌تواند بر همه فاكتورهای فیزیكی، اقتصادی و غیره اطلاق شود. تعادل قیمتی نیز با مفهوم بازار، گره محكمی خورده است. بهترین فرض برای تحلیل بازار، بازار رقابت كامل است كه در آن رقابت به مفهوم كامل و كارا وجود دارد؛ مبحث تعادل نیز به بازار رقابت كامل مربوط می‌شود. تعادل مربوط به وضعیتی خاص از بازار است كه مقدار تقاضا از یك كالا در بازار(در هر دوره زمانی) مساوی مقدار عرضه شده از آن كالا به بازار(در همان زمان) باشد. این موضوع از نظر هندسی نشانگر نقطه‌ای است كه از برخورد منحنی‌های عرضه و تقاضای بازار(در بازار رقابت كامل) بدست می‌آید. اگر نیروهای عرضه و تقاضا در نقطه‌ای به تعادل برسند، خریداران بازار متمایل‌ به همان مقدار كالایند، كه فروشندگان مایل به عرضه آنند و هر دو گروه اقناع ‌شده و تعادل قیمتی برقرار می‌گردد.تعادل یك مفهوم تكنیكی در بازار رقابت کامل است كه مطلوبیت آن فی‌نفسه و الزاما، نه امری خوب است نه بد.

طرز كار نیروهای بازار
فرض كنید منحنی‌های عرضه و تقاضا به صورت شكل زیر باشند، مقدار تعادلی و قیمت تعادلی(pe) بدست می‌آید نقطه‌ای است كه در آن مقدار عرضه شده با مقدار تقاضا شده برابر بوده و همه تقاضاكنندگان و عرضه‌کنندگان حاضر به پذیرش این قیمت هستند، این نقطه، نقطه تعادل بازار است.


وقتی ما در نقطه بالاتر از pe یعنی pf قرار داریم، تقاضاكنندگان كمتر از مقدار Qe یعنی مقداری معادل qf تقاضا دارند؛ اما عرضه‌كنندگان به علت افزایش قیمت حاضرند تا مقدار Qf كالا توزیع نمایند. در این حالت ما به مقدار AB، فزونی عرضه(Excess Supply) داریم. فزونی عرضه باعث می‌شود مقداری(به اندازه AB) كالا به فروش نرود. همین امر سبب می‌شود كه عرضه‌كنندگان جهت افزایش مقدار فروش، قیمت را كم كنند تا به نقطه Pe برسند(یعنی بازگشت به نقطه تعادل). حال اگر قیمتها به هر دلیلی از نقطه Pe كمتر باشد(نقطه pc)، در این حالت عرضه‌كنندگان حاضرند مقدارqc از كالاهای مورد نظر را عرضه كنند اما تقاضاكنندگان با توجه به اینكه قیمت پائین‌تر است(با توجه به شیب منعكس شده در شكل) به اندازه Qf از كالای مورد نظر تقاضا دارند. همین امر سبب فزونی تقاضا(Excess Demand) شده و سبب می‌شود قیمت‌ها بالا رفته و به نقطه تعادل برسند.
البته نقطه تعادل به معنای تساوی مقدار فروش و خرید كالا نیست بلكه اقناع دو طرف نیز در آن دخیل است. این نقطه الزاماً دست‌یافتنی، پایدار و با ثبات نیست و لزومی ندارد که تعادل از کارآیی برخوردار باشد.
یكی از نكاتی كه نمایانگر خارج شدن از نقطه تعادل است فزونی تقاضا و یا فزونی عرضه است. عموماً فزونی تقاضا را با «اضافه تقاضای مثبت» و فزونی عرضه را با «اضافه تقاضای منفی»‌ بیان می‌كنند.

گاهی نیروهای موجود در بازار(اضافه تقاضا مثبت یا منفی) با توجه به شكل منحنی‌های عرضه و تقاضا ما را از نقطه تعادل دورتر می‌سازند.
در اقتصاد گاهی دولت با اعمال فشار قیمت دستوری بالاتر از نقطه تعادل(قیمت كف)، جهت حمایت از تولیدكننده و یا پائین‌تر از نقطه تعادل(قیمت سقف)، جهت حمایت مصرف‌كننده اعلام می‌کند. این اعلام قیمت‌ها عموماً کارآیی ندارند و هر نقطه‌ای خارج از قیمت تعادل، عدم تعادل است.

تعادل پایدار و ناپایدار

تعادل گاهی به صورت پایدار است كه با تغییر قیمت نیروهای بازار ما را به سمت تعادل می‌رسانند و گاهی ناپایدار كه با خروج از نقطه تعادل از آن دورتر می‌شویم؛ تعادل پایدار دارای دو شرط است:
الف) تغییر در قیمت تعادل سبب عمل نیروهای بازار شود و آن را به سمت نقطه تعادل برساند.
ب) قدرت این نیروها نباید به گونه‌ای باشد كه چنان با شدت به سمت نقطه تعادل برانند كه سبب شود هنگام رسیدن به نقطه تعادل از آن عبور كند و هیچگاه نتواند در نقطه تعادل توقف كند.
و اگر این دو شرط نباشد تعادل ناپایدار یا شكننده خواهد بود. به عنوان مثال اگر شكل منحنی‌های عرضه و تقاضا به صورت زیر باشند، با خروج از نقطه pe در قیمت p1 عرضه‌كنندگان مقدار كمتری عرضه می‌كنند در صورتی كه تقاضاكنندگان متمایل به خرید مقدار بیشتری هستند؛ كه سبب افزایش قیمت و دوری بیشتر از نقطه تعادل می‌گردد. این نمونه‌ای از تعادل ناپایدار است.

انتقال منحنی‌های عرضه و تقاضا در حالت تعادل
گاهی اوقات نقطه تعادل با تغییر و حركت منحنی‌های عرضه و تقاضا تغییر می‌كند كه نقطه تعادل جدید همان شرایط كلی را داراست؛ نقطه تعادل pe به pé منتقل می‌گردد.
شكل الف) انتقال منحنی تقاضا به سمت راست
شكل ب) انتقال منحنی عرضه به سمت چپ
شكل ج) انتقال هر دو منحنی عرضه و تقاضا
البته گاهی نقطه pe ثابت است؛ اما مقدار كالا تغییر می‌كند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:12  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

عرضه Supply

عرضه Supply


مقدمه:
علم اقتصاد با كلماتي چون عرضه و تقاضا همراه است؛ تقاضا تمايل مصرف كنندگان را به كالا در قيمت‌هاي مختلف نمايان مي‌كند؛ اما عرضه جریان يك كالا و يا خدمت را جهت برآوردن تقاضا بيان مي‌كند. مثلا عرضه گوشت تعيين كننده مقدار گوشتي است كه فروشندگان حاضرند در دورۀ معيني در بازار به فروش برسانند؛ البته بايد به اين نكته توجه كرد كه مقدار گوشتي كه حاضرند بفروشند تمایل فروشنده به فروش آن در بازار است، نه مقداري كه عملا در بازار به فروش مي‌رسد. در حقيقت ممکن است بین مقدار به فروش رفته و تمایل به فروش عرضه کنندگان، متفاوت باشد.

تعریف عرضه
يكي از عوامل مهم تعيين كننده در عرضه كالا، قيمت است هر وقت قيمت‌ها افزايش يابند عرضه كنندگان، كالاهاي بيشتري را به بازار ارائه مي‌دهند. از عوامل ديگر مؤثر بر عرضه مي‌توان از هزينه توليد، ماليات و يارانه نام برد كه با افزايش هزينه توليد و ماليات و كاهش يارانه عرضه كالا كاهش مي‌يابد و برعكس پس مي‌توان تعريف عرضه را چنين بيان كرد:‌ عرضه عبارتست از مقدار كالا و يا خدمتي كه براي فروش در يك قيمت معين در دسترس خريدار قرار دارد. البته همان‌طور كه ذكر شد، عرضه نقش تامّ در تعيين قيمت در بازار را ندارد بلكه تقاضا نيز مؤثر است.


منحنی عرضه و عوامل مؤثر بر عرضه
قبل از بيان عوامل مؤثر بر عرضه ذکر اين مطلب لازم است كه عموماً عرضه به صورت نموداري در محور قيمت و مقدار نمايش داده مي‌شود؛ به اين معني كه مقادير كالا را كه توليدكننده در قيمت‌هاي مختلف در طي يك دوره زماني معين مايل به توليد و يا فروش آن است تحت نمودار عرضه (با فرض ثابت بودن ساير عوامل كه عرضه را تحت تاثير قرار مي‌دهند) نمايش داده مي‌شود.
شيب اين منحني براي يك كالا معمولاً مثبت است كه نشانگر تشويق توليدكنندگان به عرضه بيشتر كالا براي کسب قيمت‌هاي بالاتر است. با توجه به اين مقدمه بايد گفته شود كه عوامل مؤثر بر عرضه عبارتند از قيمت، تكنولوژي، قيمت عوامل توليد، قيمت سائر كالاها، تعداد و اندازه توليد كنندگان هزينه توليد، مالياتو ... . وقتی قیمت تغییر می‌کند در روی منحنی عرضه حرکت خواهیم کرد. مثلا اگر قیمت بالا برود به همان میزان مقدار عرضه نیز بالا خواهد رفت و بالعکس. اما دیگر عوامل مؤثر بر عرضه اگر تغییر کنند موجب انتقال منحنی عرضه به طرف بالا یا پایین خواهند شد. مثلا اگر مالیات بر کالایی وضع شود منحنی کالا به بالا منتقل خواهد شد و اگر یارانه به کالایی تعلق بگیرد منحنی عرضه به سمت پایین منتقل خواهد شد. هرقدر منحنی پایین‌ و در سمت راست نمودار قیمت - مقدار قرار بگیرد، بیشتر به نفع مصرف کننده است زیرا در قیمت پایین، کالای بیشتری نصیب او می‌شود.




تغيبرات در عرضه (بازار)
زماني كه كل منحني عرضه يك كالا در اثر عوامل مؤثر بر عرضه انتقال يابد اصطلاحاً تغيير در عرضه و در صورتي كه منحني عرضه يك كالا ثابت باشد و حركت بر روي منحني صورت پذيرد تغيير در مقدار عرضه تعبير مي‌گردد. لازم به ذكر است كه جهت استخراج منحني عرضه بازار از جمع منحني عرضه تك تك توليدكنندگان استفاده مي‌شود كه بيانگر كل مقاديري است كه توليدكنندگان، در قيمت‌هاي مختلف در طي يك دوره زماني معين (با فرض ثابت بودن سایر عوامل) مايل به فروش آن هستند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:11  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

تعريف تقاضا :

تعريف تقاضا :
مقدار كالا يا خدمتي است كه با توجه به قيمت و ساير عوامل در هر دوره خريداري مي كنيم.
در اينجا بايد به اين نكته اشاره كنيم كه تقاضا با نياز متفاوت است . نياز هاي ما با توجه به قيمت كالا-درامد-قيمت كالاهاي جانشين و مكمل و......
تبديل به تقاضا مي شود .
به بياني ديگر تقاضا حداكثر قيمتي است كه مصرف كننده حاضر است براي ميزان معيني از كالا و يا خدمت در مدت زمان معين پرداخت نمايد . و يا حداكثر مقداري از كالا و يا خدمتي كه مصرف كننده در هر قيمت معين حاضر است در يافت كند .
مقدار تقاضا از هر كالا و يا خدمات توسط هر فرد بستگي به قيمت خود كالا – قيمت كالا هاي جانشين و مكمل- سليقه – تبليغات – درامد – قيمت انتظاري –تر جيحات و.....دارد.
تابع تقاضا : با توجه به عوامل موثر بر تقاضdا كه در بالا ذكر شد مي توان تابع تقاضا را بصورت زير در نظر گرفت :
Qdx= F(PX , I, PS, PC, Pe,T,C,A,R,………)
در صورتي كه فقط قيمت كالا PX متغير باشد و ساير شرايط ثابت باشند تابع تقاضا بصورت زير در مي ايد :
QX = f ( px )
پس تابع تقاضا تابعي است كه رابطه ي قيمت و مقدار كالا را با فرض ثابت بودن بقيه عوامل نشان مي دهد پس :
(1) QX= a- bpx

كه px متغير مستقل و QX متغير وابسته مي باشد .را بطه ي (1) را معادله يتقاضا مي گويند .
منحني تقاضا : منحني تقاضا بايد با توجه به معادله ي تقاضا رسم شود . توضيح داده شد كه در معادله ي تقاضا PX متغير مستقل و QX وابسته مي باشد .
در رياضي و امار هميشه روال كار بدين صورت است كه متغير مستقل را بر روي محور افقي و وابسته را روي محور عمودي تر سيم مي كنند وليكن در اقتصاد ظا هرا اين امر را فراموش كرده اند و عكس اين عمل را انجام مي دهند يعني PX مستقل را روي عمودي و QX وابسته را روي محور افقي رسم مي كنند.
پس هر وقت صحبت از منحني تقاضا مي شود منظور اين معادله است :
PX = a-bQXd
كه اين نمايش هندسي تا بع معكوس تقاضاست كه بصورت روبرو نشان داده مي شود .و منظور از تابع معكوس اين است كه px را روي محور عمودي در نظر مي گيرند :

و تابع تقاضا منظور (1) است .
خصوصيات منحني تقاضا :
شيب منفي دارد ( در بخشهاي اينده به دليل ان پي خواهيم برد .
حداكثر مقداري را نشان مي دهد كه در هر قيمت تقاضا مي شود .
حداكثر قيمتي را نشان مي دهد كه فرد مايل است براي هر مقدار معين كالا بپردازد
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:9  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

شعری از خواجوی کرمانی

وفات به بود آنرا که در وفای تو نبود

که مبتلا بود آنکس که مبتلای تو نبود

چو خاک می‌شوم آن به که خاکپای تو باشم

که خاک بر سر آنکس که خاک پای تو نبود

اسیر بند شود هر که بندهٔ تو نگردد

جفای خویش کشد هر که آشنای تو نبود

ز دیده دست بشویم اگر نه روی تو بیند

ز سر طمع ببرم گر درو هوای تو نبود

بر آتش افکنم آندل که در غم تو نسوزد

بباد بر دهم آن جان که از برای تو نبود

بجز ثنای تو نبود همیشه ورد زبانم

که حرز بازوی جانم بجز دعای تو نبود

بود بجای منت صد هزار دوست ولیکن

بدوستی که مرا هیچکس بجای تو نبود

دلم وفای تو ورزد چرا که هیچ نیرزد

دلی که بستهٔ گیسوی دلگشای تو نبود

گدای کوی تو بودن ز ملک روی زمین به

که سلطنت نکند هر که او گدای تو نبود

چو سر ز خاک برآرند هرکس بامیدی

امید اهل مودت بجز لقای تو نبود

ترا به چشم تو بینم چرا که دیدهٔ خواجو

سزای دیدن روی طرب فزای تو نبود

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:39  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

تاریخچه راه اهن در ایران ورتبه ما درجهان

راه آهن چیست ؟

" راه آهن از دو ریل فولادی با فاصله عرضی ثابت تشکیل شده است که بر روی بستر مسیر احداث می گردد. آلات ناقله توسط چرخ های فولادی  خود بر روی ریل ها حرکت نموده و هدایت می شوند. مجموعه   چرخ ها با اتصال به قطار و نوعی کشنده، شیوه ای از حمل و نقل زمینی را ایجاد می نمایند که به آن راه آهن اطلاق می شود."

در سال 1556 م مهندسین آلمانی راه حل جدیدی برای این کار جستند،بدین ترتیب که در طول معدن دو رشته الوار در دو خط موازی قرار دادند و سپس ارابه های حامل ذغال را بر روی این دو خط چوبی بکار انداختند و چون در بعضی معادن سطح اتکا الوارهای چوبی بسیار سست و مقاومت آن کم بود مجبور شدند زیر الوارها را با قطعات مسطح و مکعب سنگ بپوشاند ودر سال1814فردی انگلیسی به نام « استفنسن » موفق به ساختن لکومو تیو شد و او بود که برای اولین بار محور چرخهای لکوموتیو را به وسیله اهرم به هم متصل کرد .ترتیب اولین قدم در راه ابداع ریل برداشته شد

واولین قطار راه اهن دنیا در سال 1832 م به وسیله مهندس استیفنس انگلیسی ساخته شد که دو شهر لیورپول و منچستر رابهم متصل میکرد

امریكا نیز در سال 1859 موفق به ساخت راه آهن شد. كشورهای اروپائی به ترتیب بلژیك وآلمان،اسپانیا،فرانسه در سال 1860 م رسماً ایجاد شبكه راه آهن را وارد زندگی خود كردند .

بررسی ها نشان می دهد که نخستین راه آهن ایران در تاریخ ۱۸۴۸ بندر انزلی و پیر بازار به رشت وجود داشته که بعدها جمع آوری شدهاست  گفته می شود که ۱۲ کیلومتر ازین مسیر تا اواسط دوره رضا شاه همچنان مورد استفاده قرار داشته است ولی راه اهنی که بقایای ان هنوز است در سال۱۸۸8میلادی و ۱۲۶۱ شمسی بین تهران و شهر ری شاه عبدالعظیم به طول ۸۷۰۰ متر کشیده شد. عرض این راه آهن یک متر بود و به وسیله مسیو بواتال فرانسوی اجرا شد و اداره آن بعدها به یک پیمانکار بلژیکی واگذار شد

پس از این تاریخ دیگر هیچ خط ریلی در ایران احداث نشد، چراکه ایران در یک دوره طولانی براثر نفوذ عوامل بیگانه از ساختن خطوط ریلی منع شده بود. دلیل محرومیت ایران هم این بود که در ۹ نوامبر ۱۸۹۰ ناصرالدین شاه قاجار پیماننامهای با روسیه تزاری امضا کرد که ایران را از ساخت راه آهن تا ده سال باز میداشت.

این محدودیت در دسامبر ۱۸۹۹ برابر با شروط وام ۰۰۰،۰۰۰،۶۰ فرانکی روسیه با دستخط مظفرالدینشاه برای ده سال دیگر تمدید شد

. بنابراین تا سال ۱۹۱۸ میلادی و1285شمسی که راه آهنی از بوشهر تا برازجان به طول ۶۰ کیلومتر توسط انگلستان کشیده شد، ایران هیچ تحولی را در زمینه حمل و نقل ریلی تجربه نکرد. این خط آهن هم بیشتر جنبه نظامی داشت، اگرچه واردات کالای انگلستان را نیز از طریق بوشهر آسان میکرد. در پایان جنگ جهانی نخست، انگلستان پیشنهاد فروش این راه آهن را به شهرداری بوشهر داد که متاسفانه بودجه شهرداری این شهر تکافوی خرید آن را نکرد و این مسیر توسط سازندگانش جمع آوری و مصالح آن به بصره انتقال یافت.

نخستین مسیر از خطوط ریلی موجود از این دوره که در حال حاضر نیز در کشور بهره برداری میشود مسیر میرجاوه-زاهدان است. راه آهن میرجاوه به زاهدان در سال ۱۲۹۹ افتتاح شد. این خط در نیم قرن هیچ تحولی را تجربه نکرد و تنها در دوره رضاشاه طرحی برای اتصال این راه آهن از مسیر بیرجند به مشهد در دست بررسی بوده است که هیچ وقت به مرحله عمل نرسید

زمانیکه رضا شاه حکومت را بدست گرفت به منظور توسعه امور بازرگانی و اجرای سیاست استعماری مصمم شدند به وسیله یک رشته راه آهن سراسری از دریای مازندران تا خلیج فارس شهرهای بزرگ و مراکز پر جمعیت و نواحی کشاورزی ایران را به یکدیگر تل می سازند و برای تأمین هزینه آن در تاریخ 9 خرداد سال 1304 شمسی قانون انحصار قند و شکر و چای از تصویب مجلس گذشت که به موجب آن مقرر شد از هر سه کیلو قند و شکر که به ایران وارد می شد دو ریال و از هر سه کیلو چای شش ریال جهت هزینه ساخت راه آهن سراسری دریافت گردد . پس از دو سال که مقدمات امر فراهم گردید عملیات ساختمانی از شمال و جنوب شروع و 11 سال بعد یعنی در سال 1317 شمسی خط شمال و جنوب به یکدیگر اتصال یافت .

زمانی که راه آهن سراسری درشرف اتمام بود، وزارت راه مامور ساخت سایر خطوط گردید و اولین خطی که پس از خط سراسری اقدام به ساخت آن گردید، خط گرمسار-مشهد بود. ساختمان خط مذبور از روز ۲۴ اسفند ۱۳۱۶ آغاز و زیرسازی و ریل گذاری آن تا ایستگاه شاهرود به طول ۳۱۵ کیلومتر تا سال ۱۳۲۰ به اتمام رسیده و بهره برداری از آن شروع شد. اما عملیات ساختمانی از شاهرود به بعد به علت بروز جنگ جهانی دوم متوقف گردید تااینکه بعداز پایان جنگ مجددا عملیات ساختمانی آن از سال ۱۳۲۶ به وسیله وزارت راه شروع گردید و درهفدهم دیماه ۱۳۳۵ خاتمه یافت و از همان تاریخ اقدام به قبول بار از همه نقاط راه آهن به این خط شد

. دومین خطی که پس از تکمیل راه آهن سراسری اقدام به ساخت آن گردید، خط تهران-تبریز است. ساختمان این خط روز هجدهم آبانماه ۱۳۱۷ از تهران شروع و تا روز چهاردهم آبانماه ۱۳۲۱ ساخت و ریل گذاری آن تا میانه خاتمه یافت و بلافاصله بهره برداری ازآن شروع گردید. اما به علت بروز جنگ جهانی دوم عملیات این خط نیز متوقف و پس از پایان جنگ مانند خط گرمسار-مشهد عملیات ساختمانی آن به وسیله وزارت راه شروع و دهم دیماه ۱۳۳۵ بهره برداری ازخط تهران تا تبریز آغاز شد

سومین خط ریلی ساخت خط قم- یزد از نهم آذرماه ۱۳۱۷ از قم شروع و پیش بینی شدهبود که در سال ۱۳۲۱ خاتمه یابد. لیکن پس از وقایع ۱۳۲۰ عملیات خط مذبور نیز متوقف گردید. چون قسمتی از زیرسازی این خط حاضر و برای ریل گذاری آماده بود. در فروردین ۱۳۲۶ راه آهن دولتی ایران با مصالح موجود اقدام به ریل گذاری از قم به کاشان نموده و در تاریخ ۱۹ خرداد ماه ۱۳۲۸ بهره برداری آن شروع شد. ‌

برای آسانتر کردن مقایسه وضعیت فعلی خطوط ریلی با آن چه که در ابتدای سه دهه بعداز انقلاب بهتر است به وضعیت شبکه ریلی کشور در سال ۱۳۵۷ نگاهی بیاندازیم. در آن سال خطوط در حال بهره برداری ریلی در سراسر کشور شامل ۴۵۶۵ کیلومتر و عبارت بودند از :

خطوط ریلی ساخته شده قبل از انقلاب:

۱: خط ریلی تبریز به جلفا به طول ۱۴۸ کیلومتر. احداث این خط ریلی در سال ۱۲۹۱ میلادی شروع شد و تنها مسیر ریلی کشور است که از سامانهی برقی استفاده می کند

۲: خط ریلی زاهدان میرجاوه به طول ۹۴ کیلومتر که ساختمان آن در سال ۱۲۹۸ شروع و یکسال بعد به بهره برداری رسید. این مسیر ریلی همواره سرگرم فعالیت بوده و بیشتر مورد استفاده اهالی دو استان مرزی ایران و پاکستان قرار داشته که به مبادلات کالاهای بین مرزی مشغولند.

۳: خط ریلی تهران به بندر ترکمن در کرانه دریای خزر به طول ۴۶۱ کیلومتر که در ساختمان آن در سال ۱۳۰۶ آغاز و از سال ۱۳۱۶ رسما مورد بهره برداری قرار گرفته است. این مسیر بخشی از شبکه سراسری راه آهن ایران را تشکیل می دهد که در اوان جنگ بین المللی دوم برای انتقال سلاح و مهمات به روسیه از سوی متفقین مورد استفاده قرار گرفت. ‌

۴: خطوط ریلی تهران به بندر امام خمینی که ساختمان آن مانند قطعه شمالی خط آهن سراسری در سال ۱۳۰۶ آغاز و در سال ۱۳۱۷ به بهره برداری رسید. این مسیر شامل ۹۲۸ کیلومتر است که امروزه نیز یکی از مسیرهای اصلی راه آهن ایران برای حمل کالای وارداتی و صادراتی، ترانزیت کالا به کشورهای شمالی و هم چنین توزیع کالاها و فرآورده های نفتی در داخل کشور مورد بهره برداری قرار دارد.

۵:مسیر ریلی میان اهواز و خرمشهر به طول ۱۲۱ کیلومتر در سال ۱۳۲۰ کشیده شد و در سال ۱۳۲۱ مورد بهره برداری قرار گرفت. از آن جا که میان این دو شهر محمولات زیادی رد و بدل می شود، این خط در گذشته حائز اهمیت فراوانی بوده است.

۶: یکی از طولانی ترین مسیرهای شبکه ریلی کشور خط آهن بین گرمسار و مشهد به طول ۸۱۲ کیلومتر است که بخش مهمی از مسیر تهران - مشهد را نیز شامل می شود و کاربرد اصلی آن انتقال سالانه میلیون ها نفر زائران بارگاه امام هشتم شیعیان است

۷: راه آهن تهران تبریز به طول ۷۳۶ کیلومتر یکی از مهم ترین طرح های راه آهن در دوره پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بود ساختمان این مسیر در سال ۱۳۳۷به اتمام رسید.

۸: خط آهن گرگان به بندر ترکمن به طول ۳۵ کیلومتر در فاصله ساله های ۱۳۳۸ و ۱۳۳۹ تکمیل و به بهره برداری رسید.

۹: خط آهن صوفیان به مرز ترکیه که ارتباط بین المللی ایران را با خطوط اروپایی برقرار کرد در سال ۱۳۵۰ به طول ۱۹۲ کیلومتر به بهره برداری رسید و توانست اولین قطار ایرانی را به ساحل دریاچه وان در شرق ترکیه برساند. ‌

10: راه آهن قم به زرند به طول ۸۴۷کیلومتر در سال های ۱۳۵۰ تکمیل شد که با افزوده شدن ۸۰ کیلومتر در سال ۱۳۵۷ توانست ارتباط کرمان را با مرکز کشور برقرار کند. این خط نیز یکی از مهم ترین طرح های راه آهن در طول سال های پیش از انقلاب بود که بخصوص برای حمل محمولات کارخانه های بزرگ مسیر از اهمیت زیادی برخوردار شد.

11: احداث خط زرند - کرمان به طول ۸۰ کیلومتر که ساختمان آن در سال ۱۳۵۳ شروع شده و در سال ۱۳۵۷ به بهره برداری رسیده است

خطوط احداث شده بعد از پیروزی انقلاب

در سی سال اخیر، با همه اولویتی که راه آهن در برنامه های عمرانی کشور داشته طول خطوط شبکه سراسری راه آهن به اندازه ای که بتواند حداقل نیازهای حمل باری و مسافری داخلی را تامین کند، توسعه نیافته است .

وضعیت خطوط احداث شده در سال های بعداز انقلاب را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

2: مسیر میاندشت به بندر امام به طول ۹۲ کیلومتر که در سال ۱۳۶۰ آغاز و در سال ۱۳۷۲ خاتمه یافته و حکایت از طولانی بودن عملیات احداث این مسیر دارد.

۳: خط آهن بافق - بندرعباس که به طول ۶۳۳ کیلومتر موجب یکپارچه شدن خط سراسری ترانزیت کالا میان جنوب و شمال کشور شد. ساختمان این مسیر در سال ۱۳۶۰ شروع و در سال ۱۳۷۳ آماده بهره برداری شد.

۴: خط دوم تهران - گرمسار - مشهد که از سال ۱۳۶۹ شروع و در سال ۱۳۸۰ به بهره برداری کامل رسید. به طول 926 کیلو متر

۵: خط دوم تهران - آپرین که به طول 198کیلومتر در سال های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۹ احداث شد

۶: خط ریلی فریمان به مرز سرخس که موجب پیوستن خطوط ایران به شبکه ریلی کشورهای تازه تاسیس آسیای مرکزی شد. ساختمان این مسیر از سال ۱۳۷۱ شروع و در سال ۱۳۷۵ به مرحله بهره برداری رسید. طول کلی این مسیر ۱۷۰ کیلومتر است.

۷: خط ریلی بادرود به میبد به طول ۲۵۴ کیلومتر که ساخت آن در سال ۱۳۷۴ شروع و در سال ۱۳۷۶ به بهره برداری رسید و حدنصاب جدیدی در سرعت عملیات اجرایی برجای گذاشت

۸: خط سراسری ترانزیتی شرقی کشور که به طول ۸۰۰ کیلومتر یکی از بزرگترین و مهم ترین پروژه های ریلی سه دهه اخیر کشور به شمار می رود که بندر عباس را به شمال شرق وصل میکند از تاریخ 1377شروع ودر سال 1384 به پایان رسید

با توجه به پیشرفت خطوط ریلی بعد از پیروزی جمهوری اسلامی وپیشرفت تکنولوژی در ایران و جهان فکر میکنم 7600کیلومتر خط ریلی نسبت به راه آهنهاي دیگر کشورهای جهان : ايالات متحده امريکا با 400هزار کيلومتر اتحاد جماهير شوروي با 120هزار کيلومترو آلمان با 60هزار کيلومتر, فرانسه با 54هزار کيلومتربا وجود اینکه تاریخ شروع خط ریلی ما با این کشورها در تاریخی  نزدیک  یکدیگر شروع شده فاصله بسیار زیادی با هم داریم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:5  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

تصاویر ویژ کشاورزی







+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:58  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   | 

راه اندازی وبلاگ دانشجو یان اقتصاد وبازرگانی دانشگاه آزاد بوشهر

با سلام به همه دانشجویان عزیز ایران اسلامی هدف از راه اندازی این وبلاگ داشتن

پایگاهی 1- جهت تبادل امور درسی دانشجویان 

           2- برنامه ریزی جمعی برای رشد درسی

           3- استفاده از نظریات دانشجویان ترمهای بالاتر و یا فارغ التحصیلان این رشته

           4- سایر برنامه هایی که در راه پیشرفت تحصیلی دانشجویان موثر باشد

           5- استفاده از نظریات استاید در این وبلاگ

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:40  توسط احمد فولادی و خسرو بهزادی   |